آواز خواندن در هنگام شیوع بیماری خطرناک است و از پوزخاندن جلوگیری می کند



آواز پرندگان از نشیمنگاه من که مشرف به رودخانه Hainaut در کارولینای شمالی است ، به من یادآوری می کند که طی ماه ها به سختی یادداشتی خوانده ام.

در طی همه گیری ، برخی از محققان گفتند که آواز خواندن بیش از صحبت کردن خطرناک است. وقتی خوانندگان اصطلاحات کاملاً حلقوی بازی می کنند ، آنها قطرات و ذرات آئروسل را به داخل اتاق منتقل می کنند – همه اینها به طور بالقوه مملو از ویروس کرونا هستند.

گروه کر من ، به مدت دو دهه با هم ، برای ادامه کار احتیاج به اقناع زیادی نداشتیم. این ویروس قبلاً افرادی را که دوستشان داشتیم به اورژانس فرستاده بود. اما ما هرگز خواب نمی دیدیم که دسامبر فرا می رسد ، فصل آهنگهای کریسمس و کنسرت های تعطیلات ، فصل بی صدا ما که از 9 ماه پیش آغاز شده است ، ادامه خواهد یافت.

آواز خواندن با دیگران فقط یکی از ضررهای تصادفی بیشمار همه گیر است. و با این حال ، مانند میلیون ها نفر که عاشق آواز خواندن هستند ، من از نظر جسمی غایب هستم ، همانطور که اگر غذا را فراموش می کردم یا هفته ها بدون ورزش می رفتم احساس می کنم.

هفته ای یک بار ، گروه ما در اتاق های نشیمن ، نقشه برداری هارمونی ها ، تبلیغات تجاری ، برنامه ریزی کنسرت ها و ضبط ها ملاقات می کرد. این یک نسخه قابل اعتماد را ارائه می دهد. ما در جشنواره ها و بارها ، تولدها ، جمع آوری کمک های مالی ، عروسی ها و مراسم ترحیم آواز می خواندیم. و سپس در ماه مارس آواز قطع شد.

در یک شب ، همه گیری آواز خواندن گروه را به فعالیتی تهدید کننده زندگی تبدیل کرد ، مانند پرواز با هواپیمای آویزان یا سنگ نوردی. ابتدا ، تمرین گروه کر در مونت ورنون ، واشنگتن ، به یک رویداد فوق العاده توده ای تبدیل شد که در آن بیش از 50 شرکت کننده در مورد COVID-19 توافق کردند و دو نفر درگذشتند. به دنبال سایر شیوع ها ، تمرینات مردم در آلمان ، انگلیس و هلند به دنبال داشت. چندین کشور خوانندگی گروه کر را ممنوع کرده اند.

آواز خواندن ، کیمیایی که از طریق آن نفس به موسیقی تبدیل می شود ، یک لذت جسمی است. هنگامی که مردم آواز می خوانند ، بدن آنها مانند زنگوله به وسیله ای تبدیل می شود که با نفس کشیدن از دیافراگم ، از طریق ریه ها و حنجره ارتعاش می کند و مانند موسیقی ظاهر می شود. برای من هیچ ابراز خالصی از شادی وجود ندارد جز اینکه ذهن ، قلب و نفس خود را به آهنگ بدهم. به استثنای یک مورد ، آواز خواندن با دیگران.

برای چیزی که عمیقا انسانی است ، آواز رمز و راز خاصی را حفظ می کند. ساخت موسیقی عمدتا خارج از دید ، در داخل بدن اتفاق می افتد ، زیرا حرکات ظریف داخلی ستونی از تنفس را تشکیل می دهند.

هیچ کس واقعاً نمی تواند به شما نشان دهد چگونه آواز بخوانید. معلمان پیانو می توانند نشان دهند که کجا انگشتان خود را روی صفحه کلید قرار دهید. معلمان صدا وضعیت قرارگیری بدن ، تکنیک های تنفس و تمرینات صوتی را توصیف می کنند. اما بیشتر آنها با استفاده از تصاویر موسیقی را تداعی می کنند. ممکن است یک معلم بگوید صدایی از بالای سر شما ریخته شود.

تصور کنید آواز در یک جریان ثابت مانند آب از شما بیرون می ریزد ، یک بار یک معلم آواز به من گفت. هنگامی که یک خواننده به خواننده دیگر می پیوندد ، این رودخانه به طور تصاعدی گسترش می یابد. و هنگامی که صدا ها ترکیب می شوند و آکورد درخشان از گروه بلند می شود ، هر خواننده احساس بلند شدن می کند ، مانند موجی متورم.

من هم مانند میلیون ها نفر دیگر به این هارمونی های سر به فلک کشیده معتاد شده ام. قبل از همه گیری ، حدود 54 میلیون آمریکایی در آواز گروهی شرکت کردند. این از هر 6 نفر 1 نفر است. من در آواز در گروه های کر ، کر و موزیکال بزرگ شدم و دانشگاه را انتخاب کردم ، ییل غرق در آواز بود ، جایی که گروه کر با اجرای عالی کانتاتاها و ورودی ها با آهنگ های کول پورتر زنگ می زد.

در بزرگسالی دلم برای همه اینها تنگ شده بود ، بنابراین یک دوست و من یک حلقه آواز تشکیل دادیم که به یک گروه هفت نفره تبدیل شد. نام ما استلا بود و اولین کنسرت خود را در سال 2000 در یک موزه هنر برگزار کردیم.

ترکیب ما بیشتر ثابت ماند و از نزدیک با صدای یکدیگر آشنا شدیم. نت اولیه را منفجر کرده و به همان صورت طبیعی که برگها به زمین می ریزند ، وارد آکورد می شویم. تمرین ها به ما زمان و مکان داد تا با هم خلق کنیم. اگر آکورد را زیر و رو کنیم چه اتفاقی می افتد؟ اگر سومین چیز را از دست بدهیم ، پنجم را به روحی باز بگذاریم ، چه کنیم؟ نتایج می تواند شاد یا زیبا باشد.

از ماه مارس ، ما سه نفر به صراحت جمع شده ایم تا آواز بخوانیم. کنار رودخانه جمع شدیم ، شش فوت از هم فاصله داشتیم و روی آب آواز می خواندیم. ویولای غنی ، چرب بتسی و سوپرانوی روشن و شفاف استسی آکورد اصلی را تشکیل می دهند ، در حالی که من ملودی آهنگ سنتی “Down to the River to Prayer” را در دست داشتم. همانطور که آواز می خواندیم ، رودخانه بی سر و صدا از پای ما برق می زد. احساس شکوه می کردم ، حتی اگر وتر ناقص باشد.

مرددیم که دوباره سعی کنیم. آواز خواندن با هم در طی یک بیماری همه گیر احساس خطرناک بودن بیش از حد می کند. برخی از گروه های کر بصورت بازیگرا کنسرت های آنلاین تولید می کنند ، قطعات را جداگانه ضبط می کنند و آنها را با هم ویرایش می کنند. اما هنوز ایستادن در یک حلقه غرق در موسیقی در حال حاضر برای من محو می شود.

بیماری همه گیر باعث اندوهی ویرانگر و خسارات بسیار آرامتر شده است. او این همه رنگ زندگی را از بین برد – نمایشنامه ها ، کنسرت ها ، قرائت ها ، نمایشگاه های هنری ، مسافرت ها ، رستوران ها ، شام ها – لیست وسوسه های لغو شده همچنان ادامه دارد.

البته من خوش شانس هستم که سالم هستم. و با این حال دلم برای آن همه روشنایی تنگ شده است. دلم برای خانواده و دوستانم بسیار تنگ شده است. مخصوصاً دلم برای دختر پیرم که در پشت مرز بسته کانادا گیر کرده است تنگ شده ام. و من واقعاً دلم برای ساخت موسیقی با خوانندگان دیگر تنگ شده ، چیزی که هرگز تصور نمی کردم اینقدر شکننده باشد.

ظهور واکسن این امید را ایجاد می کند که به زودی می توانیم زندگی قدیمی خود را بازیابی کنیم. به زودی ، اما نه ، فکر می کنم در حالی که در امتداد رودخانه قدم می زنم ، جایی که باد سرد شاخه ها را خش خش می کند ، آخرین برگ های سرسخت زمین را تکان می دهد. شاخه های برهنه می گویند کریسمس فرا می رسد. اما کریسمس جشن باید صبر کند.

آلیسون جونز در هیلزبورو ، کارولینای شمالی می نویسد و آواز می خواند




منبع: khabar-insta.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*