الکل در تعطیلات: چگونه بدترین کریسمس زندگی من را نجات داد



در طول این سال همه گیر ، من وقت زیادی را صرف دعا برای کودکان الکلی و معتادان به مواد مخدر گرفتار در یک بیماری کردیم که همه ما را مجبور به ماندن در خانه می کند – و در گوشه دیگری که می تواند یک پدر و مادر دوست داشتنی را به یک سو ab استفاده کننده ترسناک و در نهایت به یک مکعب یخ تبدیل کند. صدای چوب پنبه شاردون.

من مادرم را دوست دارم و دلم برای او تنگ شده است ، که تقریباً 15 سال است دیگر از بین رفته است ، اما نمی توانم تصور کنم که مجبور شد با او از یک قفل عبور کنم ، در حالی که او می نوشید. تعطیلات به اندازه کافی بد بود

با وجود همه لذت و زیبایی که می توانند به همراه داشته باشند ، تعطیلات حتی در یک سال غیر همه گیر همیشه استرس زا هستند. شادی و زیبایی کار زیادی می کشد و مانند همه این چراغ های کریسمس اغلب خورده می شود تا همه چیز “عالی” شود – تزیینات ، هدایا ، کالاهای پخته شده بی پایان که هر سال مانند یک دستکش از هر بخش غذایی عالی پرتاب می شود. آیا تعجب آور است که بسیاری از سنتهای کریسمس در الکل غوطه ور شده اند – تخم مرغ اگر یک سال تجربه نباشد ، ثابت می کند که اگر الکل کافی در آن وجود داشته باشد ، می توان هر چیزی را نوشید؟

هنگامی که من بزرگ شدم ، کریسمس یک زمان هیجان در انتظار شادی آور و ترس مهلک بود. مادرم ، زنی زیبا ، خنده دار ، سخاوتمند وقتی که در جین خیس نشده بود ، در دبیرستان معلم آموزش تجارت بود و بسیار خوب بود. شغل وی سالها او را به یک الکل کنترل شده با مهارت تبدیل کرد: او دقیقاً می دانست چه زمانی برای کارکردن در روز بعد باید نوشیدن را ترک کند.

در تعطیلات زمستانی ، او مجبور به توقف دو هفته سخت نبود.

و با این وجود ما یک خانواده کریسمس بودیم که به بسیاری از آداب و رسوم تعطیلات اختصاص داده شده بود که هر یک از آنها بسته به مرحله اسارت مادرم کاملاً لذت بخش یا کاملاً وحشتناک بود. در زمانی بزرگ شدم که هیچ صحبتی در مورد اعتیاد به الکل در بین مردم وجود نداشت ، سالها و برادرم مرا به این درک رساند که ارتباط مستقیمی بین مادر من وجود دارد که جیغ می کشد من تنبل ترین ، غیرمسئول ترین و بدترین فرزند تا کنون هستم – زیرا هیچ وجود نداشت نشاسته کافی در سفره ها که من فقط دو ساعت اتو کشیده بودم – و مقدار جین و رژیم هایی که اخیراً مصرف کرده بود. (مادر من جین می نوشد زیرا خدا او را بیامرزد ، الکلی بود که طعم الکل را دوست ندارد – شما واقعاً باید این فداکاری را تحسین کنید.)

اما حتی با بیشتر شدن این نوشیدنی ها ، تاج گل و تقویم ظهور ، پخت کلوچه و بسته بندی مخفی وجود داشت و هر ساله خانه ما در مریلند در یک اینچ از عمر خود ، داخل و خارج تزئین می شد. پدر من ، که کریسمس را بیشتر از هر کس که ملاقات کرده ام دوست داشت ، همیشه می گفت که چراغ کافی می خواهد تا سانتا ببیند کجا فرود می آید ، حتی اگر برف باشد. درخت ما ناگزیر چیزی از شکوه بیش از حد بود.

مانند بچه های خوب اعتیاد ، ما هر ساله آن را تماشا می کردیم و امیدوار بودیم که این کریسمس متفاوت باشد و هر سال یکسان باشد ، به جز کمی بدتر.

پدر من بارها تلاش کرده بود که مادرم را به او کمک کند تا از او مشروب بخورد ، اما مانند هر کسی که قبلاً یک الکل را دوست داشته باشد ، او می داند که به ندرت م worksثر است. فرد تنها زمانی می تواند هوشیار شود که فرد آماده هوشیاری شود. هنوز هم نمی توانم باور نکنم که ایمان عمیق او به کریسمس و همه چیزهایی که نشان می دهد ، سهم بزرگی در تصمیم مادرم داشت که بالاخره مشروب را ترک کند.

در واقع ، این یک معجزه واقعی کریسمس بود ، اگرچه در آن زمان به نظر نمی رسید.

در آن زمان ، احساس می کردم بدترین کریسمس تاکنون است.

من یک دانشجوی ارشد در دانشگاه بودم ، برادر تازه کارم ، و هر سال با قطار تعطیلات در خانه بودیم. در این روز خاص کریسمس ، اتفاقات ، مانند اغلب اوقات ، اتفاق افتاد – در اوایل صبح در حال افتتاحیه (کلاه مادر ، که قرار بود در 6 صبح احساس پوچی کند ، اما به هر حال اتفاق افتاد) ، سپس یک جمع بزرگ خانواده و وعده های غذایی در طول بعد از ظهر. اوضاع به ناچار … تغییر مکان داد و پس از رفتن مهمانانمان ، من و برادرم به اتاق های خود بازنشسته شدیم و از خط آتش خارج شدیم. یادم می آید که در رختخواب دراز کشیده بودم و فکر می کردم که دو سال دیگر دانشگاه را ترک می کنم و در جایی بسیار دور زندگی می کنم. تا کنون که شاید نتوانم برای کریسمس به خانه بروم. که می تواند قلب پدرم را بشکند – اما ، فکر کردم ، او زنده خواهد ماند.

من خواب زیادی داشتم که پدر با حمله قلبی مواجه شد.

بزرگ نبود – او به هوش آمد ، اما وقتی شنیدم که به مادرم گفت با صدای شکسته و متشنج مرتباً با آمبولانس تماس بگیرد ، مرا از ترس پر کرد.

بعد ، بعد از اینکه برادرم با 911 تماس گرفت و اوضاع تا آنجا که ممکن بود بد به نظر می رسید ، برق قطع شد.

شاید این یک بار اضافی بود که همه می توانند چراغ های خود را یک باره روشن کنند ، یا شاید تنش همه این چراغ های دیوانه کریسمس بود ، اما ناگهان خانه ما در تاریکی کامل قرار گرفت.

منظور من این است که جمع تاریکی. ما در روستای مریلند در خانه ای در گوشه ای زندگی می کردیم که خلوت بود و توسط درختان احاطه شده بود. چراغ خیابان نبود ، همسایگان کمی بودند. حتی در روز روشن ، افرادی که فقط به یک آدرس مسلح هستند اغلب یافتن ما را دشوار می کنند. امشب حتی ماه نبود. بنابراین من و برادرم برای چراغ قوه جنگیدیم و در سرمای شدید با لباس خواب دویدیم تا آمبولانس را نشان دهیم.

من قبلاً به شما گفته ام كه ​​مادرم هوشیار است ، و در صورت تعجب ، پدر من سالها بعد از حمله قلبی زندگی كرد – بنابراین دروغ گفتن در این مرحله با شوخ طبعی سیاه و سفید كه بسیاری از بچه های بزرگتر الكلی اغلب برای توصیف لحظات خارق العاده یک زندگی ناکارآمد استفاده کنید. منظور من این است که به نوعی بسیار سرگرم کننده است – “و سپس چراغ ها خاموش شدند” برای هر داستان بسیار خوب است ، “ممکن است بدتر هم باشد.” اما برخی از داستان ها حتی با طنز سیاه مخالف هستند. سی سال بعد ، من و برادرم تقریباً هرگز در مورد آن شب صحبت نمی كنیم ، زیرا در آن زمان ما فقط دو كودك بودیم كه در برف لرزیدند و عاجزانه به آنها كمك می گفتیم.

آمبولانس رسید و پدر زنده ماند ، اما روزهای بعد تاری بود. در بخش مراقبت های ویژه به پدر گفته شد که به پنج بای پس احتیاج دارد. مامان به شدت مشروب خورد و از گفتگو امتناع ورزید ، بنابراین ما تا آنجا که می توانستیم از خانه دور شدیم ، به ملاقات پدر خود رفتیم و با عمه خود که تنها شخصی بود که تا به حال به ما گفته بود مشکل واقعی خانه ما تنبل بودن و ناسپاس ، اما اینکه مادر ما الکلی بود – و تقصیر ما نیست.

به یاد دارم که به او گفتم شاید بهترین کار این باشد که ترم بعدی دانشگاه را در خانه بمانم و از پدرم مراقبت کنم. مادرم مطمئناً قادر به انجام این کار نبود و عمه من ، یک بیوه با چهار فرزند خردسال ، قبلاً بیش از حد در بشقاب خود داشت.

عمه من به آرامی پیشنهاد کرد که ترک تحصیل ممکن است بهترین برنامه نباشد. سپس او به یکی از دوستانش که الکلی در حال بهبودی است تماس گرفت و او بلافاصله مرا به جلسه اعضای خانواده که با الکل اعتیاد داشتند ، برد. من در سکوت از درون آن نشستم و ناخوشایند در کتم فرو رفتم و فقط به این فکر کردم که بازگشت به یک کار تمام وقت در خانه ای که مدت زیادی برای فرار از آن منتظر بودم ، وحشتناک خواهد بود.

سپس با زنی صحبت کردم که به طرز چشمگیری شبیه مادرم بود. من به او گفتم چه خبر است و قصد دارم چه کار کنم. سرش را تکان داد و دستان مرا در دستان خود گرفت.

وی گفت: “این مشکل شما نیست.” “این مشکل او و ازدواج آنهاست. وظیفه شما نیست که آنها را برطرف کنید. کار شما این است که به زندگی خود ادامه دهید. “

من مطمئن هستم که او چیزهای دیگری گفته است ، اما این چیزی است که من به یاد می آورم. نمی دانم چرا به او ایمان آوردم ، اما بلافاصله و کاملاً این کار را کردم ، و انگار می توانستم برای اولین بار بعد از چند روز نفس بکشم.

سرانجام پدرم از بیمارستان بازگشت. حتی اگر تلاش کنم نمی گذاشت از مدرسه در خانه بمانم. او به مادرم گفت كه اگر مادر مشروبات الكلی را ترك نكرد ، هرگز از عمل جراحی كه برای پایان ژانویه برنامه ریزی شده بود جان سالم به در نمی برد. او این را نه به عنوان یک تهدید یا اولتیماتوم بلکه به عنوان یک واقعیت ساده گفت. و مادرم آن را شنید. وی آخرین نوشیدنی خود را در 31 دسامبر نوشید و تقریباً 25 سال بعد تا زمان مرگ زنده بود.

از هرج و مرج ، یک معجزه کریسمس.

من و برادرم خیلی دیرتر از مکالمه آنها باخبر شدیم ، اما مادری که دوست داشتیم در هفته اول ژانویه بازگشت. ما به مدرسه برگشتیم و نفس خود را حفظ کردیم تا اینکه او پدرم را در طی جراحی و بهبودی طولانی مدت دید. والدینم عاشق کریسمس بودند و من و برادرم هنوز خانه هایمان را در یک اینچ از زندگی آنها ، درون و بیرون تزئین می کنیم.

با این حال ، ما در مورد این کریسمس صحبت نمی کنیم ، و وقتی به او گفتم که من در مورد آن می نویسم ، احساس می کنم او حتی از طریق متنش لرزیده است. “واقعاً؟” او نوشت. “خیلی تاریک است.”

اما این تاریکی است که بسیاری از مردم خیلی خوب آن را می دانند و حداقل داستان ما امیدواری می دهد ، به همین دلیل من آن را تعریف می کنم. همه ما در حال حاضر می توانیم از کمی امید استفاده کنیم ، خصوصاً افراد الکلی و خانواده های معتاد.

اگر کودک یا بزرگسال جوانی هستید که در یک خانه الکلی گرفتار شده اید ، تنها نیستید – و این تقصیر شما نیست و وظیفه شما نیست که آن را اصلاح کنید. وظیفه شما زنده ماندن ، ادامه زندگی به بهترین شکل ممکن است و افرادی هستند که در این زمینه به شما کمک خواهند کرد.

و اگر پدر و مادری هستید که تعجب می کنید چرا وقتی این نوشیدنی سوم را می نوشید بچه هایتان فشار می آورند یا به اتاق هایشان می دوند ، چرا همه کار بزرگی انجام می دهند و هیچ کس نمی فهمد که الکل تنها چیزی است که روز شما را سپری می کند ، به خصوص در این سال وحشتناک ، شما نیز تنها نیستید. حتی در میان اضطراب واقعی ناشی از این همه گیری ، حتی اگر شما یکی از میلیون ها نفر باشید که یکی از عزیزان یا شغل خود را از دست داده اید ، زندگی همچنان می تواند بهتر از امروز باشد. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که امروز مشروب ننوشید و افرادی هستند که در این زمینه به شما کمک خواهند کرد.

مادرم برای ماندن و هوشیاری سخت کار کرد ، زیرا هوشیار شدن و ماندن کار سختی است. می دانم ، چون در نهایت من مجبور شدم همان کار را انجام دهم. معجزه توانایی انجام کارهای سخت نیست ، بلکه لحظه ای است که ما آماده انجام آن هستیم.

برای خانواده ما ، این زمانی بود که بدترین کریسمس از همه بهتر بود.

اگر شما یا کسی که می دانید در زمینه اعتیاد به الکل یا اعتیاد به کمک نیاز دارید ، منابع زیر را ذکر کنید:

اداره سوuse مصرف مواد و بهداشت روان ، (800) 662-HELP (4357)

اولین مداخله برای خانواده ، (888) 291-8514

مشروبات الکلی ناشناس ، (323) 936-4343 (مقر لس آنجلس ؛ برای مناطق دیگر ، به وب سایت مراجعه کنید)




منبع: khabar-insta.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*