امور LA: عاشق شدن پس از از دست دادن COVID-19



من در اوایل ماه مارس هنری را در یک بار شلوغ و پر سر و صدا در شرمن اوکس ، نزدیک محل کار مربوطه ملاقات کردم. بعد از اینکه در جلسات اول سهم خوبی داشتم (26 ، شماره ها را خرد کردم) ، با خوش بینی محتاطانه مسلح شدم ، و با مسخره کردن آسان پیام های متنی که جلسه ما را در یک برنامه دوست یابی دنبال می کرد ، پشتیبانی می شود.

او وارد شد و اولین چیزی که متوجه شدم لبخند بزرگ او بود. احساس کردم این مخلوطی از گرما و انرژی عصبی از او تابیده شده و معده ام چرخیده است. در طول عصر ما در مورد تربیت یهودی خود ، که او در شیکاگو ، مال من در دره سان فرناندو بود ، داستان هایی را رد و بدل کردیم. او علاقه واقعي به كار من به عنوان مربي و اشتياق من براي ساختن نمايش هاي جديد نشان داد. من دوست داشتم در مورد پسران او از تنها فرزند بشنوم و اینکه چگونه این یک شیدایی و حرفه ای در تلویزیون شد.

من این احساس را داشتم که هرگز چیزهای گفتگو درباره ما تمام نمی شود. و این سر و صدای جذاب بین ما بود.

همانطور که او مرا به سمت اتومبیلم سوق داد ، من برای تعویض ناخوشایند معمول در اواخر شب آماده شدم ، فقط چندان ناراحت کننده نبود. او قبل از اینکه آیا می خواهم روزی دوباره این کار را بکنم ، آغوش گرم را انتخاب کرد. من کردم.

تاریخ 2 پوند برای جمعه شب آینده در Escuela Taqueria ، محل BYOB در بلوار بورلی برنامه ریزی شده بود. از آنجا که من رستوران را انتخاب کرده بودم ، او پیشنهاد آورده بود که آبجو بیاورد ، اما قبل از اینکه بفهمد IPA هستم یا دختر ترش ، COVID-19 برنامه های دیگری داشت.

ما برنامه ریزی کردیم و امیدواریم که چند هفته دیگر تاریخ خود را از سر بگیریم. اما طعنه های ما کم نشد و ما همچنان که زندگی خود را در قرنطینه کردیم به صحبت و نوشتن ادامه دادیم. تعطیلی در سطح شهر به این معنی بود که هیچ حواس پرتی دیگری نداریم. ما به جای برنامه ریزی برای دیدن یک نمایش جدید یا امتحان کردن یک رستوران ، ساعت ها صرف یادگیری بیشتر درباره یکدیگر کردیم.

سپس دنیای من تغییر شکل داد. مادربزرگ 85 ساله من ، جودی ، به سرعت شروع به زوال کرد. خانواده من تصمیم سختی را برای شروع مراقبت از خوابگاه گرفتند.

در آن لحظه ، من و هنری فقط چند هفته فرصت داشتیم تا یکدیگر را بشناسیم. جدی ترین موضوعی که تاکنون لمس کرده بودیم مستند بود. آیا رابطه جدید می تواند سنگین غم من باشد؟ اما من مجبور شدم درباره مادربزرگم ، زنی که هرگز ندیده بود ، اما همه دنیای من را تشکیل می داد به او بگویم.

مادربزرگ من بهترین دوست من بود. او شاعر منتشر شده ای بود و شوخ طبعی بدی داشت. برخی از اولین خاطرات من مربوط به آموزش الفبای من به او است. او مرا از سال 85 به دنیای کتاب کودک در بلوار پیکو در ولوو می برد و مرا ابتدا با دکتر سئوس و سپس با اریک کارل پر می کرد. وقتی بزرگتر شدم ، ما کتابهای بورلی کلیاری را با هم بلعیدیم و وقتی او بزرگتر بود ، جودی بلوم. اگرچه “آیا تو خدا هستی؟ این من هستم ، مارگارت. “بعداً برای دانشجوی سال دوم مادرم نامناسب ارزیابی شد.

مادربزرگ من 40 سال پیش طلاق گرفته بود و از آنجایی که ما هر دو در لس آنجلس دختر مجرد بودیم ، این امر فرصتی را برای ما ایجاد کرد که به ویژه رابطه صمیمی داشته باشیم. هنگام تماشای همه بزرگان سیاه و سفید ، شبهای سینمایی داشتیم که فکر می کردم کلوپ قلبهای تنهایی است. من مشغول جمع آوری غذا بودم و گرچه هرگز بیش از 30 دلار برای پیتزا ماما یا همبرگرهای اپل پن هزینه نکردم ، اما او همیشه چند بیست به من می داد ، و اعتراض من را در مورد “این خیلی زیاد است” نادیده می گرفت.

به اشتراک گذاشتن خاطرات من از او با شخص جدید زندگی او را پر جنب و جوش تر کرد.

هنگامی که او در آوریل درگذشت ، هنری وقتی که احساس کرد همه چیز در حال خراب شدن است ، از من حمایت کرد. و در میان غمهایم ، رابطه ما شکوفا شد. در ماه جولای ، ما تولد خود را که کمتر از دو هفته از تولد ما نگذشته بود ، با به اشتراک گذاشتن نوشته هایمان جشن گرفتیم. این یک قدم بزرگ برای من بود. من شعری در مورد پنج ماه گذشته دوستیابی در قرنطینه نوشتم. او طرحی نوشت که مرا به عنوان قهرمان جامعه تئاتر کوچک من با 99 صندلی معرفی کرد.

در ماه آگوست ، ماسک زدیم و در یک پارک در شهر کالور دیدار کردیم. هنگامی که برای تهیه ساندویچ برای شام در یک پیک نیک قدم می زدیم ، احساس کردم این وزوز مشترک بین ما وجود دارد و به غیر از برخی از پروانه ها در بازدید دوم ، کاملاً آرام بودم.

در ماه های بعد ، احساس من همچنان ادامه دارد ، فقط بیشتر. شخصی را یافتم که می توانستم کاملاً خودم باشم. من آنقدر احساس خوشبختی می کنم که عشق را در یک بیماری همه گیر پیدا کردم.

مادربزرگ من با استفاده هنری از ییدیش و شوخ طبعی سریع او کنار می رود. و گرچه برای من سخت است که بدانم او هرگز جمعه شب پشت میز او نخواهد نشست یا برای یک فیلم از کلوپ قلبهای تنها به ما ملحق خواهد شد ، اما ملاقات با او احساس آخرین هدیه او را دارد. کمی نور در تمام تاریکی.

این نویسنده یک مربی و نمایشنامه نویس در لس آنجلس است.

LA Affairs شرح جستجوی عشق رمانتیک را با تمام عبارات با شکوه آن در منطقه LA ، شرح می دهد و ما می خواهیم داستان واقعی شما را بشنویم. ما برای مقاله ای منتشر شده 300 دلار پرداخت می کنیم. ایمیل [email protected] دستورالعمل های ارسال را می توانید در اینجا پیدا کنید.

آیا ماجرای LA را دوست دارید؟ اکنون کتابی با 65 داستان منتشر شده وجود دارد که می توانید آن را هدیه دهید یا از آن لذت ببرید. از قبل برای روز ولنتاین در shoplatimes.com/laa poslov سفارش دهید.




منبع: khabar-insta.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*