بیایید در آن تکان نخوریم. دوباره روزی



حدود 9 ماه می گذرد که آخرین ما برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا جدید ، با یکی از دوستان ، همکاران یا آشنایان جدیدمان دست داده ایم. در حالی که بیشتر در خانه جمع می شویم فرصت های زیادی برای دست دادن وجود نداشت. وقتی با مردم ملاقات کردیم ، احتمالاً در یک فاصله امن یا در طرف دیگر پلکسی گلاس قرار داشت. جلسات تجاری ، جایی که یک بار می توانستیم قدرت خود را اندازه بگیریم ، به صورت آنلاین حرکت کرده اند.

با شروع همه گیری ، ما فکر کردیم که آیا اصلاً دست دادن ناپدید می شود ، یادگاری منسوخ شده از روزهای جوانتر. ما امیدوار نبودیم ، زیرا حتی این ژست نیاز انسان ما به تماس بدنی را برآورده می كرد.

اما اکنون زمان دست نخورده ای برای بررسی مجدد داریم. ما درباره ویروس کرونا ویروس بیشتر یاد گرفتیم و از جنبش Black Lives Matter برای ارج نهادن به محصولات غیر غالب بیشتر آموختیم. گزینه های بهتر و دیگری نیز وجود دارد که ایمن تر ، لذت بخش تر و سرشار از پیام جهانی تر هستند.

بپذیریم: وقت آن است که دست دادن را بکشیم.

البته گفتن این کار آسانتر از انجام است. این تأیید دوستانه از نیت خیر به قبل از اینکه بشر متوجه شود بیماری های عفونی توسط میکروب های نامرئی که اغلب از طریق انگشتان و کف دست پخش می شوند ، برمی گردد.

مجسمه های تشییع جنازه یونان از 400 سال قبل از تولد مسیح ، مرد جدید را نشان می دهد که دست یکی از عزیزان را لرزاند. نقش برجسته قرن نهم دو حاکم آشوری و بابلی را به تصویر می کشد که از طریق دستان بسته اتحاد تشکیل می دهند. هومر یک مصافحه را در ایلیاد توصیف می کند.

در قرن 14 ، شوالیه ها و سربازان نشان می دادند که دستهای راست کشیده آنها از آغوش خالی است. چه چیزی بهتر از تلاش نکردن برای کشتن دیگری است؟

اما در آمریکای مدرن ، این کوئکرها بودند که برای زندگی جدید دست به دست هم دادند. طبق گزارش Quaker Friends Journal ، مصافحه خداحافظی در اواسط قرن هفدهم به عنوان راهی برای اجتناب از خم شدن ، بالا بردن کلاه و سایر اشکال اطاعت در برخی از ادیان و جامعه به طور گسترده ای مورد پذیرش قرار گرفت.

این مجله به نقل از یك كوكر معروف نوشت: “هر دست دادن دوستانی كه پس از مدت ها غیبت برمی گردند مرموز است.” “عشق از انگشتان آنها جاری می شود.”

این دست دادن یکنواخت ، گرم و صمیمی بود – و گسترش یافت. متأسفانه ، عوامل بیماری زا نیز. درست همانطور که همه گیری واضح کرد که اشتغال از راه دور باید نقش بیشتری در دنیای کار داشته باشد ، نقش مصافحه نیز به عنوان بردار بالقوه برای قتل آشکار می شود.

و این دست دادن مشکلات فراتر از میکروب ها را پنهان می کند. گرچه آشنا است ، اما به دست آوردن دقیق آن غیرممکن است – خشک ، گرم ، سخت ، اما خرد کننده نیست. با این وجود شخصیت ما وقتی شکست می خوریم ارزش گذاری می شود.

اگرچه این مصافحه به دلیل سلطه غرب تقریباً در همه جای محافل سیاسی و سیاسی بین المللی پذیرفته شده است ، اما این رسم معمولاً از اروپا است. و عموماً پذیرفته نیست. در بعضی از فرهنگ ها سلام و احوالپرسی بیشتر محبت آمیز است – در آغوش گرفتن ، بوسیدن روی گونه یا مالش روی بینی. در دیگران ، هر گونه تماس جسمی توسط یک عضو مجرد ناراحت کننده است یا گاهی اوقات از مرزها ، به ویژه بین جنسیت ، خارج می شود.

این عواقب جدی در آلمان به همراه داشت: یک پزشک لبنانی که آزمایش خود را برای دریافت تابعیت آلمان با رنگهای شناور با موفقیت پشت سر گذاشت و سپس دریافت که پس از امتناع وی از دست دادن یک کارمند زن ، از تابعیت وی امتناع می شود زیرا با اعتقادات مسلمانان مشاهده می شود. (به همین ترتیب ، برخی از زنان مسلمان از دست دادن امتناع می کنند یا در غیر این صورت با مردانی که در خانواده اصلی آنها نیستند ، دست بزنند.) دادگاه های آلمان در ماه اکتبر علیه او رای صادر کردند و گفتند که امتناع وی از دست دادن یک زن خلاف قانون او است. تضمین برابری جنسیتی و اینکه حداقل در زمانهای عادی ، دست دادن برای تجارت و زندگی اجتماعی ضروری بود.

همین امر در مورد مهاجران در برخی دیگر از کشورهای اروپای غربی اتفاق افتاد.

و با این حال ، بدیهی است که اگر دکتر بتواند کار و زندگی خانوادگی خود را در آلمان سالها بدون آن انجام دهد ، دست دادن چندان ضروری نیست. دادگاه درست گفت که این مصافحه ریشه عمیق در تاریخ اجتماعی و فرهنگی آلمان دارد ، اما دلیل این امر این بود که آلمان کشوری کاملاً همگن بود. این بدان معنا نیست که این بهترین راه برای حرکت به جلو است.

در یک اقتصاد جهانی و یک جامعه چندفرهنگی ، نیازی به ذکر نیست که یک ویروس بالقوه کشنده در آن گرفتار شده است ، ما به چیزی با آگاهی از سلامتی و جذابیت فراگیر (بدون آغوش) نیاز داریم. چیزی که حمل آن آسان باشد ، به مرزهای فیزیکی احترام بگذارد ، به جای سلسله مراتب نماد برابری باشد و گرما را منتقل کند.

مشکل کمبود گزینه نیست. تعداد زیادی وجود دارد ، از جمله علائم صلح ، نق زدن و سلام و احوالپرسی از طرف آقای اسپوک. اما در زمان تفرقه و پریشانی عمومی ، بیایید یک حرکت ساده قرار دادن دست راست یا مشت گشاد را برای مدت کوتاهی به قلب ارائه دهیم. این یکی از رسوم تبریک بسیاری از ملل مسلمان است ، اما اهمیت آن در شناخت و مراقبت آشکار و جهانی است.

این یک فاصله فیزیکی سالم را فراهم می کند و با یک حرکت به استقبال یک اتاق کامل می رود ، اما لمس قلب حداقل به معنای وابستگی به آغوش است. اگر یک چیز وجود دارد که همه ما می توانیم از آن استفاده کنیم ، این احساس است که قلب کسی را لمس کرده ایم ، اگر نه قسمت دیگری از بدن او.

مزیت دیگر: پیراهن های ما اهمیتی ندارند که دستانمان شل یا چسبناک باشد.




منبع: khabar-insta.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*