جان بالدساری در این سال تاریک COVID چه کاری انجام می دهد؟


پیکاسو چه می کرد؟

این س aالی است که هنرمند جان بالدساری چند سال پیش به روش معمولی ساده و فریبنده خود پرسید. او این س theال را از او پرسید که در طول زندگی طولانی خود س manyالات زیادی را مطرح کرد ، و آن را به یک اثر هنری تبدیل کرد: حروف سیاه معمولی روی یک کارت سفید کوچک چاپ می شوند ، نوشتاری کوچک که کلمات آن نشان می دهد تصاویر احتکاری در ذهن شما شکل می گیرد. .

هنرمندان قناری در معادن ذغال سنگ فرهنگ هستند ، به تغییرات غیرقابل مشاهده در وضعیت اجتماعی و ایجاد حفره هایی در ذهن حساس هستند. هنر یک نیروی نرم است و نیروی مداوم خود را در دنیایی سخت و بی تفاوت که در آن نیروی جامد حکمرانی می کند ، اعمال می کند.

در بیشتر سال 2020 احساس می کردم از چنین چیزی تعجب می کنم. مسئله پیکاسو لزوم پاسخگویی به یک مشکل را فرض می کند و سال توسط آنها خفه می شود. بارها و بارها ، وقتی ماه ها می پیچیدند و غم ها بیشتر می شد ، تعجب می کردم: بالدساری چه خواهد کرد؟

رئیس جمهور ایالات متحده به سو abuse استفاده از قدرت و ممانعت از كنگره متهم شد ، پس از آن علیرغم شواهد گسترده گناهكاری از سناتورهای حزب خود تصویب شد. مرگ و میر ناشی از همه گیری ، بحران آخرالزمانی سلامتی ناشی از سهل انگاری مجرمانه است.

ویرانی ویرانگر اقتصادی توسط میلیون ها نفر که توسط دولت خود اخراج و رها شده اند ، درگیر آن شده است. ناامنی غذایی به طور گسترده ای گسترش یافته است.

لاكدون با روحیه سلول زندان خود وارد زبان بومی روزمره شد. با ضمانت نامه های خانگی ، وحشی گری بی خانمانی که در خیابان های لس آنجلس دیده می شود ، نه بهتر ، با افزایش دو رقمی نسبت به سال گذشته.

در طول ماههای تابستان ، ملت با انزجار از وحشیگری مداوم پلیس فوران می کردند که در نهایت نادیده گرفتن درد چرکی نژادپرستی سیستمی را برای آمریکایی ها غیرممکن می ساخت. برای دهه ها شنیده بودیم که به شدت به یک مسابقه نژادی ملی احتیاج داریم و اکنون که سرانجام آن را برگزار کردیم ، نیروهای خشونت ارتجاعی ظهور کردند.

قبل از همه اینها ، من تعجب می کردم که بالدساری چه خواهد کرد ، زیرا سال وحشتناک با از دست دادن هنرمند آغاز شد. در تاریخ 2 ژانویه ، بالدساری در سن 88 سالگی درگذشت.

این مدت طولانی – حدود نیم قرن ، دورانی که لس آنجلس از مکان دور افتاده خود به عنوان پایتخت هنر جهانی ظهور کرد – یکی از عناصر اصلی زندگی فرهنگی این شهر بوده است که ماندن بدون آن تقریباً غیرممکن به نظر می رسید. در میان غم و اندوهم ، یادم می آید که در آن زمان فکر می کردم درست مثل این است که جان منتظر فردای سال نو است تا آنجا را ترک کند تا سرگرمی تعطیلات کسی را خراب نکند.

سخاوت روح ویژگی بارز Baldessari است. وی داربست را برای شرط بندی معروف خود در سال 1971 طراحی کرد تا دیگر هرگز هنر خسته کننده ای ایجاد نکند. چرا از ملاقات عمومی در برابر خستگی استفاده می کنید؟

پیدایش این بثورات در برابر خستگی اغلب نادیده گرفته می شود. به صورت نقاشی دیواری در آمد.

کالج هنر و طراحی در نوا اسکوشیا در حال ظهور به عنوان مکانی برای ژانر جدید بین المللی است که به آن هنر مفهومی می گویند. با این حال ، این مدرسه بودجه ای برای پرواز به بالدساری ، یک هنرمند مingسس م ،سس ، 3600 مایل در سراسر قاره در کلاس CalArts خود در لس آنجلس نداشت. بنابراین در عوض ، او از طریق تلفن به دانشجویان NSCAD دستور داد كه هنر را برای او انجام دهند: نشانگرها را بیرون بیاورید و بارها و بارها ، مستقیماً روی دیوارهای گالری ، بنویسید “دیگر هنر خسته كننده ای نخواهم كرد”.

(آنا ونگاس / برای تایمز)

مانند هر مجازات دیگری در مدرسه ابتدایی ، این دستورالعمل ها برای القای دیدگاه به هنرمندان جوان و جاه طلب بود. برخلاف مجازات در دوره ابتدایی ، شکستن قوانین ارزش داشت ، نه پیروی از آنها.

اغلب مورد توجه قرار نمی گیرد: نشانگر روی دیوارها با گچ پاک کننده روی تخته متفاوت است. این کودکان با پوشاندن دیوارهای گالری هنری در نوا اسکوشیا ، ناخواسته نقاشی دیواری کردند.

هنرمندان مفهومی آخرین کسانی بودند که صف را مرده اعلام کردند. این کار با هنرمند فرانسوی پل دلاروش در سال 1840 آغاز شد و در دهه 1960 با آمریکایی هایی مانند دونالد جاد و فرانک استلا منفجر شد. اما ، مانند سل لویت ، ایده پرداز ، در 1969 ، که نقاشی های دیواری خسته کننده ذهن ، نقاشی های دیواری زنده را ترسیم کرد.

بالدساری عاشق نقاشی سه پایه بود – شروع به ساختن آنها کرد – و با نقاشی دیواری بیگانه نبود. وی در جنوب سن دیگو در شهر ملی متولد شد و بزرگ شد ، تنها ده مایل از مرز مکزیک. در سرتاسر مکزیک و کالیفرنیای جنوبی ، نقاشی های دیواری هنری آشنا و با فکر دموکراتیک با تاریخی چشمگیر است. افرادی که از طریق هنر به صورت عمومی صحبت می کنند ، ابعادی سیاسی هستند که باعث نقاشی در نقاشی های دیواری می شوند.

برخی اصرار دارند که سیاست برای هنر مضر است ، اما سیاست فقط مجموعه ای از سیستم هاست که از طریق آنها زندگی اجتماعی خود را با هم سازمان می دهیم. هنر در این میان است. سفارش نقاشی دیواری در مسافت های طولانی از طریق تلفن ، دست هنرمند را به عنوان تنها نشانگر ارزش این هنر از بین می برد و در عوض مغز وی را جایگزین می کند. نقاشی دیواری با بیان “دیگر هنری خسته کننده نخواهم کرد” یک سیاست فرهنگی مکتوب است.

نامه های موجود در س Balال بالدساری در مورد پیکاسو به جای دست نوشته شده با حروف کج ، مهر شده است. (به زودی نقاشی دیواری “دیگر هیچ هنر کسل کننده ای” به لیتوگرافی چاپی تبدیل شد.) قالب هوشمندانه میراث خود را از اسپانیایی تصدیق کرد: قرن ها پیش پیکاسو زبان چاپی را به نقاشی وارد کرد ، وقتی قطعات زنده از کوبایی خود را به متن اضافه کرد.

در همان زمان ، مهر غیر شخصی بالدزاری برخی از بی هویتی خود را به مقاله وی می بخشد. او بی شخصیت و عینی به نظر می رسد. این هنرمند ناپدید می شود ، و خودش را به عنوان صدای معتبری که از بالا صحبت می کند و تماشاگران زیر را می گوید حذف می کند.

همه ما کم و بیش می دانیم که پیکاسو کیست ، بنابراین به نظر می رسد کل فرهنگ – همه ما – به این فکر می کنیم که او چه کاری می تواند انجام دهد.

از همه بهتر ، برشها و تاسهای بالدزاری مورد بحث با شوخ طبعی کلزا دریافت کردند. این امر ظهور راست مسیحیان در دهه 1990 را بازتولید می کند ، پدیده ای فاجعه بار در سیاست آمریکا که منجر به جنگ های فرهنگی مخرب شد. بر روی دستبندها و برچسب های زره ​​پوش ، جمعیت ناخوشایند با تعجب فکر می کردند ، “مسیح چه می کند؟” – همه اینها ، حتی اگر او هر آنچه را که مسیح کتاب مقدس انجام می داد و پشتیبانی نمی کرد ، نادیده گرفت.

درخواست بالدزاری تا حدودی سرگرم کننده است زیرا او کاری مشابه انجام داده است.

هنر مفهومی تا حدی ناشی از جابجایی کنوانسیون مستقر در محل مرکزی پیکاسو در معبد هنر مدرن ، پادشاه تپه از اوایل قرن 20 بود. از اواخر دهه 1950 ، هنرمندان ماجراجو جایگزین تأثیر پیكاسو با تأثیر مارسل دوشان ، استاد جناب دیداری بصری شدند. شوخی نیمه مهره بالدزاری هنرمند کوبیست مذکور را مخفیانه دفع کرد.

البته به غیر از مخاطبان جذاب هنری ، نام دوشان دوناتور دادا زنگ های زیادی را به صدا در نخواهد آورد. یکی از بزرگترین نکات در مورد هنر بالدساری این است که این هنر به شمول دموکراتیک وفادار مانده است. آنچه بیننده برای دسترسی به جک پیکاسو خود نیاز دارد ، توانایی خواندن انگلیسی ساده است. با این حال ، هرچه بیشتر درباره هنر بدانید ، بیشتر در داستان های غیرمعمول و انیمیشن آن کاوش کرده باشید ، جوک خیالی عمیق تر و از نظر فلسفی متراکم تر می شود.

چیزی برای همه.

مجسمه جان بالدساری "هویج جعلی" (2016) اولین حضور وی بر روی یک استخر شنا در ونیز متوقف شد.

مجسمه “هویج جعلی” جان بالدساری (2016) اولین نمایش خود را بر روی یک استخر شنا در ونیز انجام داد.

(کریستوفر نایت / لس آنجلس تایمز)

آخرین مکالمه طولانی ای که با بالدساری داشتم در زمان رونمایی از یک کار جدید شوخ طبع به نام “هویج جعلی” (2016) بود. یک سبزی نارنجی با قد تقریباً 7 فوت ، پوشیده از تاجی آبشار و برگهای سبز ، بر روی یک سیم از یک سایبان براق روی یک استخر در خانه ونیزی معمار Kulapat Yantrasast به سیم آویزان شده است. این هنرمند که اکنون در وضعیت سلامتی ضعیفی به سر می برد و قادر به راه رفتن بدون کمک نیست – با توجه به قاب برجسته 6 فوت 7 اینچی خود ، هیچ شاهدی ندارد – بی سر و صدا روی نیمکت کنار او نشست.

طبق معمول پوزخندی زد. او همانطور که اغلب هنرمندان در افتتاحیه نمایش با اشتیاق دیدن نحوه دریافت اثر جدید ، با احتیاط به اطراف نگاه می کردند.

به نظر من آنچه که این هویج غریب و هوشمند “جعلی” را ساخت ، فقط مواد پلاستیکی واضحی نبود که از آن ساخته شده است. (چه کسی هویج عظیم را با یک “واقعی” اشتباه می گیرد؟) آنچه که به عنوان ersatz باید تأکید کرد ، جایگاه آن به عنوان مکانی برای خود هنرمند بود ، چهره ای عظیم که قد ناراحت کننده آن 6 فوت 7 بود! – جسم حلق آویز به طور تصادفی ایجاد نشده است.

با سلف پرتره پنهان هنرمندان ، این یکی سر جایش است. هنر یک هویج است ، نه یک چوب ، با اصرار بر مجسمه سازی ، باعث لبخند می شود – محرکی برای تفکر و گاهی حتی رشوه شیرین برای تحمل و درک.

آیا می توان آن را به غیر از جنوب کالیفرنیا در جای دیگری ساخت؟ برای قرن ها ، این مکان هویج معلق ملی برای رویاپردازان آمریکایی بوده است.

تعجب اینکه Baldessari در مقابل یک جنایت بی امان در سال 2020 چه خواهد کرد ممکن است احمقانه یا عجیب به نظر برسد ، اما در پایان این امر دلگرم کننده است. کاری که او درست مثل پیکاسو – و دوشان و هزاران نفر دیگر قبل و بعد از او – انجام می داد ، هنرآفرینی بود.

جان بالدساری در جنوب سن دیگو در شهر ملی متولد شد و بزرگ شد ، تنها ده مایل با مرز مکزیک.

جان بالدساری در جنوب سن دیگو در شهر ملی متولد شد و بزرگ شد ، تنها ده مایل با مرز مکزیک.

(والی اسکالی / لس آنجلس تایمز)




منبع: khabar-insta.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*