جداسازی و تنهایی COVID-19 در خانه سالمندان


در سن 85 سالگی و در یک مرکز تأمین زندگی ، لن میش به تعطیلات دوران کودکی خود فکر می کند ، وقتی مادر الکلی اش برای خوردن مشروب می رود ، او و برادرش را در کریسمس تنها می گذارد.

بعد از 10 ماه اقامت در ویروس کرونا در مجتمع ساحلی ردوندو ، او همان احساس انزوا و بی ربطی را احساس کرد که در کودکی گریبان او را گرفته بود.

“احساس می کنم رها شده ام. من به شدت برای خودم متاسفم ، “او اخیراً گفت. “هیچ کس با ما همدلی نمی کند؟”

مانند هزاران نفر که قوانین سختگیرانه ای را در خانه های سالمندان و مسکن مساعدت می کنند ، مایش نیز با هزینه های اجتماعی ایمنی خود دست و پنجه نرم می کند ، زیرا بیماری همه گیر همچنان به تخریب مراقبت های مشترک منجر می شود و افراد مسن را با نگران کننده ای از بین می برد. یک مطالعه اخیر به طور غیرمنتظره ای نشان داد که از هر 4 نفر از ساکنان خانه های سالمندان 3 نفر با محدودیت احساس تنهایی می کنند.

با دید واضحی از خطرات COVID-19 ، مایش همچنین هنگامی که تماشا می کند ارتباط انسانی خود با تعداد انگشت شماری از متخصصان و مدیران بهداشتی کاهش می یابد ، از نظر احساسی خسته می شود. با تجویز اولین دوزهای واکسن ، با وعده هایی که به زودی به امکاناتی مانند وی می رسند ، مایش تلاش می کند تا با نزدیک شدن به سال ، مثبت بماند و سابقه خود را برای ارتباط با دیگران در شرایط مشابه و موارد دیگر به اشتراک بگذارد. در جهانی که می ترسد فراموش کرده باشد.

وی گفت: “من فقط امیدوارم كه بتواند به شخص دیگری كه تنها و در وسط آن رها شده است كمك كند.” “شما باید ایمان داشته باشید و ما می توانیم از آن عبور کنیم ، اما شما باید مقاومت زیادی داشته باشید.”

در ایالات متحده ، حدود 1.2 میلیون نفر توسط پرستاران واجد شرایط مراقبت می شوند ، و 800000 نفر دیگر در شرایط زندگی کمک می کنند. برخی از این امکانات ماهها اجازه ویزیت را نمی دهند. با افزایش تعداد موارد در جامعه و شیوع بیماری ، برخی دیگر بار دیگر آنها را قطع کردند.

اما بیشتر و بیشتر ، با آشکار شدن ادامه ویروس ، با آشکار شدن هزینه های عاطفی ، جسمی و روانی بازداشت ، خانواده های محبوس شده در تلاشند تا از محدودیت های ویزیت کاسته شوند.

دین آن پوپ که پدرش در یک آسایشگاه واجد شرایط در سن کلمنته زندگی می کند ، گفت: “من فکر می کنم شما خیلی زیاد آمده اید.” اگرچه او جلوی پنجره او نشسته و آنها با استفاده از تلفن های همراه یکنوع بازی شبیه لوتو بازی می کنند ، اما او معتقد است که او را رد کرده است بدون تماس نزدیک و بیرون رفتن. وی در تلاش ملی برای یافتن مصالحه با خانه های سالمندان به افراد دیگر پیوست تا اجازه ورود برخی از مراقبان مهم را که از پروتکل های ایمنی سختگیرانه مانند کارکنان پیروی می کنند ، پیدا کند.

وی گفت: “این فقط منطقی نیست که ما نتوانیم آن حمایت عاطفی را از آنها داشته باشیم بدون اینکه آنها در باغ وحش احساس کنند.”

داستان مائش با بسیاری از همکارانش متفاوت است زیرا او نیازی به حضور در خانه سالمندان ندارد. او که دونده دبیرستان سابق بود ، بدن خود را مرتب و ذهن خود را تیز نگه داشت ، تنها نشانه سن او یک ضربه خفیف در راه رفتن از یک عمل جراحی پشت بود که به یک عصب آسیب رساند.

اما او تصمیم گرفت در ماه فوریه به این مرکز مهاجرت کند تا در کنار همسرش جوآن باشد که در آن زمان 71 ساله بود و به دلیل بیماری مهلک و تحلیل برنده مغز تشخیص داده شده بود و توانایی راه رفتن و پایین آمدن از پله ها را از او گرفته بود. خانه Veros Palos آنها ، مکانی که فقط سه ماه قبل از آن خریداری کرده بودند زیرا به اندازه کافی بزرگ بود که نوه هایش می توانند از آن دیدن کنند. آنها آن را فروختند و هر دو می دانستند که حال او رو به وخامت است.

مایش در ماه آوریل هنگام صحبت برای اولین بار با روزنامه تایمز گفت: “وقتی شخصی را که واقعاً دوستش دارید ، سعی می کنید او را در یک مرکز تنها نگذارید.” “او یک گل زیبا است و پژمرده می شود ، بنابراین تنها کاری که می توانی بکنی عشق اوست … من نمی توانم او را به اندازه کافی دوست داشته باشم. نمی توانم او را به اندازه کافی ببوسم. “

یک ماه پس از ورود زوجین ، همه گیری افزایش یافت و امکانات مسدود شد. در ابتدا ، مایش خیلی نگران نبود و معتقد بود که به زودی تمام خواهد شد. اما روزها بدون بهبود به هفته تبدیل شدند.

وی گفت: “سپس این اتفاق روی من شروع شد ، زیرا من از طریق پرده ها در پارکینگ جهان را تماشا می کردم.” “این بسیار دشوار بود ، اما من او را خیلی دوست داشتم و این به معنای هیچ کاری نبود.”

تا آوریل ، ویروس کرونا ویروس کرونا را همانند صدها خانه مراقبت دیگر در ایالت و کشور در داخل تاسیسات ایجاد کرده بود. ساکنان درگذشتند و تدابیر سختگیرانه ای در مکان و زمان ممکن بودن مایش اعمال شد. تولد ماه مه او رفت و آمد ، بدون بازدیدکننده و کمتر برای جشن گرفتن.

وی گفت: “این فقط یک روز دیگر بود.”

وقتی مایش در مورد گذشته خود صحبت می کند ، قبل از اینکه جوآن بیمار شود و قبل از ویروس ، اینکه او از زندگی ای که در آن سرگرم بود دور شود ، کمتر از اینکه کمی خشمگین باشد ، نوستالژیک است. اگرچه او در West Side فقیر شد ، مدتی قبل از شیک شدن در خیابانهای ونیز زندگی می کرد ، همانطور که خودش توصیف می کند در هتل های فلاپ و در خانه ای در Inglewood ، جایی که این کریسمس رها شده را سپری کرد و تجارت شخصی خود را اداره کرد ابزار آلات صنعت هوافضا در دوران اوج خود ، سفر به دنیا برای دیدار با مشتریانی که دوست شده اند.

با این موفقیت ، او در سال 1970 با عضوهایی از جمله رونالد ریگان ، به باشگاه جذاب Jonathan پیوست. جشن های سال نو در اتاق ناهار خوری رسمی با یک ارکستر و غذاهای 10 غذا صرف شد. در طول تابستان ، او در ساحل سانتا مونیکا ، درست پشت برج نجات 8 ، جایی که در نوجوانی کار می کرد ، پاتوق زد.

شماره عضویت وی 123 نفر بود که به راحتی به خاطر سپرده می شود. اما باشگاه او را به مقام افتخاری رساند و اکنون او 00 ساله است. “او دوست ندارد صدا با شما صادقانه بگویم” ، نشانه این است که گذشته فقط همین است.

او گفت ، “اما او همچنین یک کلاهبردار بود ، که ناشی از فقر کودکی اش بود ،” همیشه در یک الاغ سریع ، برای راه های بهتر برای بهبود و بهبود کاری که من انجام دادم. “

او در سال 1986 با JoAnn در لابی هواپیمای Hughes Aircraft ملاقات کرد و چند هفته بعد او را به یک ناهار کمی نا موفق برد. اما او پافشاری کرد و بعد از چند جلسه امیدوار کننده دیگر ، او را به آخر هفته در بیلتمور ، سانتا باربارا دعوت کرد.

وی گفت: “از آن لحظه به بعد ، رابطه ما تغییر کرد.” “این همه بود ، از آنجا به بعد.”

وقتی جو آن در 21 سپتامبر درگذشت ، مایش دست او را گرفته بود و آرام کنار او نشسته بود.

در این زمان او در رختخواب بود و دور می شد ، و نوع جدیدی از تنهایی او را فراگرفته بود.

یازده روز قبل ، حمام کردن و آرایش با کمک دستیاران به اندازه کافی خوب بود. او به یاد می آورد که روی تخت با لباس شب آبی روشن خوابیده بود “و من به او نگاه کردم و گفتم:” آیا چیزی می دانید؟ شما هم اکنون به زیبایی زندگی قبلی ما هستید. ”

او با “سایه ای در چشمانش” که قدردانی کرد ، لبخند زد. او جرقه شوخ طبعی ، هوش و مهربانی او را در دست داشت. و عشق.

وی گفت: “این آخرین بار بود.” “او دوباره به راحتی بازگشت ، به اصطلاح ، فقط در دنیای کوچک خودش.”

چند هفته بعد ، وی برای اولین بار از مرکز برای مراسم خاکسپاری وی خارج شد. او با پوشیدن کت و شلواری که دو سال نپوشیده بود ، با گره ویندزور روی کراوات طلای و آبی خود دست و پنجه نرم کرد ، اما آن را عالی کرد زیرا جزئیاتی از این دست اهمیت داشت. در حیاط کلیسای اسقفی آنها ، با چندین دوست و خانواده نزدیک ، خداحافظی کرد.

کارت یادبود جوآن مین ، که در 21 سپتامبر درگذشت.

کارت یادبود جوآن مین ، که در 21 سپتامبر درگذشت.

(با احترام از لن میش)

برای اطمینان از عدم بازگشت COVID-19 با او ، به اتاقهای تنها خود ، در یک قرنطینه دو هفته ای ، جدایی واقعی آغاز شد. سکوت. پوچی بی عدالتی غیر قابل توضیح در ضرر. او در عصری بزرگ شد که مردان احساسات خود را کنترل نمی کردند ، اما این غم و اندوه بسیار زیاد است.

“من در تمام زندگی خود نشان نداده ام که گریه کنم. اما من روی تخت می لرزیدم. ” “و من نمی خواستم با کسی صحبت کنم.”

اما او همچنین تحمل تنهایی را نداشت. او فقط برای نشستن روی صندلی و حضور در آنجا یک نگهبان امنیتی به مدت سه روز ، شش ساعت در روز استخدام کرد. اشک متوقف شده است ، اما بار ماه های اخیر فروکش نخواهد کرد.
احساس محبوس شدن در تاسیسات ، حتی اگر همه نیازهای آن برآورده شده باشد ، من را به طرز وحشتناکی تغییر داده است. ” زندگی راکد او را پیر می کند.

لطف پس انداز او سوفی ، اسپانیل بهاری او است.

وی گفت: “خدا را شکر که او را دارم زیرا می توانم با او صحبت کنم.” “او به تمام احساسات من حساس است. اگر گریه می کنم یا چیز دیگری … او فرار می کند و سرم را روی دامان من می گذارد.

هر روز صبح او را ساعت 6 صبح بیدار می کند تا به حیاط کوچک آنها برود. آنها سپس کنار هم می نشینند تا اینکه شخصی ساعت 7 صبح قهوه و روزنامه هایشان را بیاورد. سپس مدتی بیشتر می نشینند.

اکنون که مایش فراتر از غم و اندوه خود را می بیند ، در تلاش است تا دریابد که چگونه می تواند از امکانات خود خارج شود و به زندگی خود ادامه دهد. او و جوآن غالباً درمورد اینکه دیگران دوست دارند حرکت کنند ، صحبت می کردند. او به سه نفر از دوستانش قول داده بود که اگر مجبور شد اول کار را انجام دهد ، “آقایی بسیار موفق را که می خواهد یک خانم خوب در زندگی خود داشته باشد” به او معرفی کند.

وی گفت: “ما در این باره شوخی می کردیم ، اما من جدی گفتم.” “من باید یاد بگیرم که آن را جای دیگری بگذارم ، در غیر این صورت پنج سال می جنگم.”

این می داند تا زمانی که او از این مکان بیرون نرود ، او می داند.

وی گفت: “بعضی اوقات دوست دارم از آن در پشتی بپرم و بدوم.” اما به همین سادگی نیست.

اگرچه او یک خانواده دارد اما فکر نمی کند زندگی با آنها کار کند. او هتل ها را در بالا و پایین ساحل فراخواند ، اما دیگر کسی سرویس اتاق ارائه نمی داد و نمی خواست برای غذا بیرون رفتن. وی گفت که اجاره یک آپارتمان در طی یک بیماری همه گیر سخت و احمقانه به نظر می رسد. او دوستی دارد که یک آژانس املاک و مستغلات است و با ایده یافتن چیزی برای خرید در جاهایی که ممکن است باغی مانند باغی که جوآنا از آن نگهداری کرده است ، مشغول بازی است.

اما در حال حاضر او در اتاقهای خود نشسته است ، با دیوارهای سفید و تصاویر جوآن – مانند یک دختر کوچک ، در یک قاب بیضی نقره ای. با یک لباس شب پایین در یکی از آن رویدادهای باشگاه جاناتان – و آرزو از آنچه ممکن است بعد از آن باشد ، با امید اینکه “شاید فرصتی برای من وجود داشته باشد”

در این سال جدید ، او می داند که چیزی به جز پایان یک سال ویرانگر چیزی برای بالا بردن روحیه او وجود ندارد. بدون کراوات سیاه. هیچ مهمانی وجود ندارد. هیچ بوسه نیمه شب وجود ندارد که در زمان های بهتر زنگ بزند.

برنامه های او در آینده بیشتر است – برخی محکم ، برخی دیگر خودجوش. شناخته شده است که وی از دستیاران و تماس گیرندگان خود می پرسد که آیا مایل هستند با او فرار کنند ، شاید مایورکا ، همه هزینه ها پرداخت می شود. یا حداقل برای ناهار به او ملحق شوید. برای نودمین سالگرد تولدش ، چند سال بعد ، او با یک دوست قرارداد بست تا در سانتورینی باشد ، از “Johnnie Walker Black Label” یک لیبل اسکاتلندی بنوشد ، سیگار بکشد و لباس پاناما را بپوشد در حالی که “تا سحر می رقصید”.

و در جایی ، نه اینجا و چندی بعد ، او امیدوار است که دوباره ارتباطی پیدا کند. گفتگو. مسافرت رفتن. راحتی شخصی که می خواهد آن را به اندازه کافی نزدیک نگه دارد تا بتواند آن را نگه دارد.

وی گفت: “آرزو می کنم کسی مقداری عشق و علاقه به من نشان دهد.”




منبع: khabar-insta.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*