Op-Ed: پزشک مصمم است از خط مقدم COVID اجتناب کند



من یک پزشک در یک بیمارستان آموزشی و متخصص پزشکی داخلی هستم. بیمارانی که از آنها مراقبت می کنم اغلب به طرز باورنکردنی بیمار هستند. اما سخت ترین تصمیمی که باید در این زمستان گرفتم این بود که با یک بیمار بسیار خاص باید چه کار کنم: من.

من سابقه واکنشهای ایمنی غیر معمول شدید نسبت به عفونتهای ویروسی شایع را دارم. سرکوب مغز استخوان ، هپاتیت ، آرتروز ، سندرم آسیب عصبی نادر. این یک سیاهچاله در تاریخ شخصی من است و با وجود پردازش گسترده ، مشکلی بدون نام است. معنی آن همراه با ویروس جدید و غیر قابل پیش بینی چیست؟ نمی دانم. و نه هیچ کس دیگری

ممکن است فکر کنید که پزشکی با سابقه سلامتی مانند من از خط مقدم بیماری همه گیر ویروسی جدید جلوگیری می کند. به همین سادگی نیست – و فقط به این دلیل نیست که حدود یک سوم پزشکان دارای عوامل خطر ابتلا به عفونت شدید COVID هستند. بله ، خطرات بسیاری از متخصصان بهداشت ، درمانگران تنفسی ، پرستاران و کارکنان نظافت حتی به خصوص برای اعضای برخی از گروه های نژادی حتی بیشتر است. اما فرهنگ پزشکی در مورد چگونگی اجتماعی شدن پزشکان برای مراقبت از خود بسیار پیچیده است.

این یک پرچم قرمز تاریخی است: پزشکان حتی حاضر نیستند برای بیماران وقت بگذارند. چند سال پیش ، وقتی من دانشکده دانشیاری دانشکده پزشکی بودم ، یکی از دانشجویانم به من پیغام داد که دچار آپاندیسیت شده است. او در میانه چرخش عملیاتی خود قرار داشت و همان تیمی که با آن کار کرده بود عملیات خود را انجام داد. من 48 ساعت بعد با او چک شدم و با وحشت متوجه شدم که او نه تنها به کارش برگشته است بلکه در حال تماس است. در اقدامات او ، من یک الگوی مخرب را دیدم که ریشه می داد ، یک رها کردن بی معنی از خود که نباید رها می شد. به هر حال ، او دانشجوی پزشکی بود ، نه تنها پزشک در حال تماس در ایستگاه فضایی. اما بعد از چند سال کوتاه ، ما با او ارتباط اجتماعی برقرار کرده بودیم تا باور کند که حتی نمی تواند برای چرخش عمل به دنبال درمان پس از جراحی خود باشد.

یکی از لحظات من روی لامپ به همان اندازه چشمگیر بود. سال گذشته من در یک بخش سه هفته ای در بخش ها کار کردم. من نمی توانستم سرفه های تند و زننده خود را تکان دهم ، و نمی توانم به اندازه کافی بین صفحات استراحت کنم تا تب کم درجه داشته باشم. در روز دهم ، صعود از چهار پله به دفتر کار من دشوار بود. می دانستم که باید در رختخواب خانه باشم. اما در بیشتر برنامه های تماس هیچ شبکه ایمنی وجود ندارد. و وقتی فرهنگ در محیط کار “مکیدن” آن هنگام بیماری است ، اولین پاسخ به بیماری یک همکار اغلب کینه است. (“من 48 ساعت بعد از عمل جراحی آپاندکتومی به کار خود برگشتم ؛ چرا که نه؟”)

صبح روز بعد وقتی شروع به سرفه کردم ، یک بیمار را در اورژانس دیدم. متوجه شدم که یک مزه متوسط ​​در دهانم وجود دارد: خون. من به یکی از همکارانم که قبلاً چندین بار من را در کلینیک دیده بود زنگ زدم و او دستور پرتونگاری داد. او ذات الریه زشت نشان داد. مرا با آنتی بیوتیک ، استروئید و استنشاق کننده به خانه بفرستید. 10 روز آینده را سپری کردم و به سختی از یک تشک در اتاق اضافی حرکت کردم و آب گوشت مرغ را دم کردم و به سختی از تخت بلند شدم.

روز یازدهم ، شوهرم مرا به فرودگاه برد. هنوز داشتم گیج می رفتم و از طریق ترمینال عبور می کردم. او تماشا می کرد تا اینکه من از در گمرک ناپدید شدم ، جایی که مامور مرزبانی از من پرسید که چرا به کالیفرنیا پرواز می کردم. ای کاش می توانستم شکل صورت او را توصیف کنم همانطور که در یک سرفه پارس گفتم که برای گذراندن دوره سلامتی با پزشکان به استنفورد می روم.

این داستان خلاصه ای از فرهنگ پوچ من است که در آن کار می کنم ، فرهنگی با سابقه افتخار خدمت ، اما یک جنبه تاریک پوچ که هیچ حرفه ای نباید به آن افتخار کند.

هنگام حمله COVID ، بیمارستان یادداشتی می فرستد که از پرسنل با شرایط پرخطر می خواهد خود را شناسایی کنند تا در ریسک ترین تنظیمات – به اصطلاح بخش های COVID – منصوب نشوند. با سنجش سابقه پزشکی خود در برابر مجموعه مهارتهای مورد نیاز خود ، از دو همکار حرفه ای که در گذشته از من مراقبت می کردند ، پرسیدم: چه می توانم بگویم؟ بدون تردید ، هر دو گفتند که باید خودم را به عنوان یک بیماری زمینه ای قابل توجه شناسایی کنم. مطمئنی؟ من آنها را فشار دادم ، و با همان انگیزه ای که دانش آموزم پس از عمل جراحی آپاندیس داشت ، تلاش کردم. همكاری كه ذات الریه من را معالجه می كند ، یكی از فرزانه ترین پزشكانی كه می شناسم ، صریح ترین دستورالعمل ها را به من داد. وی گفت: “لطفاً شهید نشوید.”

من بعضی اوقات تعجب می کنم که چرا از اینکه باید این خط نازک را بکشم ناراحت هستم. من هنوز هم در بیمارستان کار می کنم و از افرادی که دچار اعتیاد شده اند مراقبت می کنم که در نهایت برخی از آنها به COVID مبتلا می شوند. من در حین SARS در تورنتو در یک محیط پر خطر با بیماران لوله گذاری کار کردم. من 20 سال را صرف مدیریت موارد پیچیده و غم انگیز کردم و بارها و بارها تعهد خود را نسبت به این کار ثابت کردم.

چرا نمی تواند کافی باشد؟ من فکر می کنم این به این دلیل است که چیزی در فرهنگ ما ما را فریب می دهد و به ما پاداش می دهد که ما وظیفه خود را برای محافظت از خود و مراقبت از خود رها می کنیم. مانند دانشجوی من پس از عمل جراحی آپاندیس ، او در حالی که تصویب صریح همکارانش را انجام می داد ، سکوت شکم خود را گره زد و ما مجبور شدیم رفتاری را انجام دهیم که ممکن است به نظر سطحی قهرمانانه باشد ، اما در واقع به صلاح او نیست هیچکس.

روزنامه نگار بهداشت کانادایی آندره پیكارد اخیراً گفت کارگران بهداشت و بحران COVID ، “شاید باید انتظار قهرمانی داشته باشیم. اما هرگز نباید خواستار شهادت باشیم. ” من هرگز انتظار نداشتم که COVID به من کمک کند تا مرز بین این دو مورد را درک کنم. تعیین آن دشوار بود ، اما وقتی آن را کشیدم ، می دانستم.

جیلیان هورتون یک متخصص داخلی در کانادا و نویسنده کتاب خاطرات پیش رو “همه ما کاملا خوب هستیم” است. jillianhortonMD




منبع: khabar-insta.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*